خطبه هشتاد نهج البلاغه را حضرت امیرعلیهالسلام بعد از فراغ از جنگ جمل بیان نمودند. از جمله محمد بن على، معروف به ابوطالب مکى متوفاى سال 386 ه' ق این نکته را متذکر شده است. (1) بعد از او سید رضى گردآورنده نهج البلاغه در آغاز به این نکته اشاره نموده است.
حال به یاد داشته باشیم که اولین عامل درگیرى و ناامنى در حکومت علوى، یک زن بود به نام ام المؤمنین عایشه. وى از این مقام بر ضد امام علىعلیهالسلام بهره گرفت. او نسبت به على دلى پرکینه داشت که این حقد و کینه او باعث آتش افروزى در جنگ جمل شد و حرمتها را شکست و خون دهها هزار انسان را در راه احساسات زنانهاش به هدر داد و جنگهاى صفین و نهروان را به وجود آورد. خود حضرت در خطبه دیگرى به مذمت مردانى پرداخته است که فریب عایشه را خوردند و به خونریزى و جنگ رو آوردند: «کنتم جند المرأة و اتباع البهیمة». (2)
نکته دوم:
اگر در این خطبه از نقص عقل زنان یاد شده، در موارد دیگر از نقص عقل مردان نیز یاد شده است. نه کمال عقل در انحصار مردان است، و نه نقص عقل در انحصار زنان. هم بین زنان عدهاى به کمال عقل راه یافتهاند و هم میان مردان برخى به ضعف و نقص عقل مبتلا شدهاند. امام علىعلیهالسلام فرمود: «اعجاب المرء بنفسه برهان نقصه و عنوان ضعف عقله؛ مردى که خودپسند است، عقلش ناقص و ضعیف است».(3) نیز فرمود: «اعجاب المرءبنفسه حمق؛ خودپسندى مرد دلیل حماقت و بى خردى او است». (4)
حضرت در مذمت کوفیان فرمود: «؛ شما مردان کوفه عاقل نیستید».(5) نیز در مذمت مردم بصره فرمود: «خَفَّت عُقُولکم؛ عقلهاى شما سست است».(6)
اما پاسخ به سؤال مذکور: آن را در پنج بخش بیان مىداریم:
1 - از نظر سند و انتساب این روایت به امام معصوم:
برخى در سند و انتساب خطبه یا روایت نقصان عقل به امام معصوم تردید جدى به خرج داده و گفتهاند: از این که مضمون این روایت با بسیارى از آیات و روایات دیگر، نیز با عقل مخالفت دارد، صدور آن از معصوم قابل مناقشه، بلکه مردود است. (7)
2 - از جهت عمومیت گفتهاند: این سخن از جهت دلالت منطقى به صورت قضیه موجبه کلیه نیست؛ یعنى مراد تمامى زنان نیستند، بلکه تنها به برخى زنان اشاره دارد.
یکى از نویسندگان در توضیح و شرح خطبه مذکور مىنویسد:
«شک نیست که خطبه بالا یک قانون کلى و همگانى درباره عموم زنان نیست؛ بلکه با توجه به این که این خطبه بعد از جنگ جمل و آن همه خون ریزىهایى که توسط «عایشه» رخ داد، از امام صادر شده، درباره دسته خاصى از زنان است که در این گونه مسیرها گام بر مىدارند وگرنه چه کسى مىتواند انکار کند که در پیشرفت اسلام زنان بزرگ و با شخصیتى همچون خدیجه بانوى اسلام، فاطمه زهرا و زینب کبرى و جمعى از زنان مبارز و دانشمند مانند سوده همدانیه شرکت داشتهاند و براى پیشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت بزرگترین فداکارى را به خرج دادهاند، و با ایمانى محکم و تفکرى عالى، مردان خود را با تمام وجود در این مسیر حمایت مىکردند».
_________
1 – قوت القلوب، ج1، ص 282.
2 – نهج البلاغه، خ13.
3 – غررالحکم، آمدی، ج2، 109.
4 – همان، ج1، ص 311.
5 – نهج البلاغه، صبحی صالح، خ34.
6 – همان، ج14.
7 – کتاب نقد ، جمعی از نویسندگان، ج12، ص 268.
ایت الله جوادی :
گاهي حادثه و يا موضوعي، در اثر يك سلسله عوامل تاريخي، زمان، مكان، افراد، شرايط و علل و اسباب آن، ستايش يا نكوهش ميشود. معناي ستايش يا نكوهش بعضي حوادث يا امور جنبي حادثه، اين نيست كه اصل طبيعت آن شيء، ستايش و يا نكوهش شده، بلكه احتمال دارد زمينة خاصي سبب اين ستايش يا نكوهش شده است و اين نكوهش نهجالبلاغه راجع به زن، ظاهراً به جريان جنگ جمل برميگردد. همان گونه كه مردان بصره و كوفه نيز در اين زمينه نكوهش شده است وانها هم کم عقل خوانده شده اند با اين كه بصره، رجال علمي فراواني تربيت كرده و كوفه نيز مردان مبارز و كم نظيري را تقديم اسلام نموده و بسياري از كساني كه به خوانخواهي سالار شهيدان برخاستند از كوفه، نشأت گرفتند و هماكنون نيز كوفه جايي است كه به انتظار ظهور حضرت مهدي در آنجا نماز ميخوانند، مسجدي دارد كه مقامات بسياري از صالحين و صديقين در آن واقع شده و نميتوان گفت كه چون مثلاً از مردان كوفه يا بصره نكوهش شده و انها را به نادان و سفیح خوانده، آن دو شهر براي هميشه (د رتمام دوران تاریخ مردان ان کم عقل و نادان اند) و ذاتاً سزاوار نكوهش ميباشند