نزول قرآن بصورت  دفعی و تدریجی

به ضرورت میدانیم که یک نوع نزول قرآن به رسول خدا به تدریج و در عرض بیست و سه سال بوده است . ولی در قرآن آیاتی داریم که ظهور بلکه صریح آنها نزول قرآن در یک ماه و یک شب است مثل {شهر رمضان الذی پدنزل فیه القرآن...}(بقره:185)

این آیه روشن است در اینکه قرآن تمامأ در ماه رمضان نازل شده  و در آیه {انّا انزلناه فی لیلة مبارکة...}(دخان:3) دلالت دارد که در یک شب از ماه رمضان بصورت کامل نازل شده است و آیۀ {إنّا انزلناه فی لیلة القدر}(قدر:1) صریح است دراینکه آن شب شب قدر بوده است ، بنابراین توفیق میان این دو مطلب چطور ممکن است ؟

در بیان توفیق دو مطلب فوق ، قولی است بسیار متین و دقیق و آن اینکه قرآن مجید دو دفعه نازل شده است . یک دفعه به طور فشرده و بسیط و دفعه دیگر به طور تدریج و تفصیل و در عرض بیست و سه سال . و آیاتی از قیبل { شهر رمضان الذی پدنزل فیه القرآن- إنّا انزلناه فی لیلة القدر} راجع به نزول اول و آیات { و قرآنا فرقناه لتقرأه علی اناس علی مکث و نزّلناه تنزیلا}(اسراء:106) راجع به نزول دوم میباشد و جالب است آیاتی که راجع به  نزول دفعی هستند با لفظ انزال آمده که دلالت بر دفعی بودن دارند چنانکه آیات تدریج نوعاً با لفظ  «تنزیل» آمده اند.

در توضیح مطلب مثلی می آوریم . فرض کنید شخصی دوهزار متر مربع  زمین دارد دفعة به خاطر او می افتد که این زمین را دو دستگاه خانه ساخته  و بفروشد اکنون همۀ  آن خانه ها به طور فشرده و بسیط در ذهن این شخص هست ولی نمیداند  کوچه کجاست ، راه روها کدامند ، حیاطها در کدام جهت خواهند بود ، اطاقها ، حمام ها ، انبارها و.. در کجا قرار خواهند گرفت. مهندسی می آید و آن طرح را روی کاغذ می آورد و نقشه میکشد و همۀ آنچه را که گفته شد روی کاغذ مشخص میکند. یا انسان میخواهد کابی بنویسد یا سخنرانی بکند مطالب به طور فشرده و بسیط در قلب  او موجود است سپس به وسیله قلم یا زبان آنها را توضیح و تفصیل میدهد.

همچنین قرآن بطور بسیط و فشرده در یک شب به قلب مبارک آن حضرت نازل شده ولی احتیاج به تفصیل داشته است و برحسب موارد و اتفاقات بار دیگر جبرئیل آنها را مشروحأ و مفصلأ بر آن حضرت نازل کرده سپس به وسیلۀ آن بزرگوار بر مردم ابلاغ میشده است. {کتابٌ أحکمت آیاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر}(هود:1)« کتابیست که ایات آن استوار گشته ، سپس از جانب خداوند حیکم شرح و تفصیل داده شده است»

ظاهرا « اٌحکمت» راجع به نزول اول و حالت بساطت آن و «فصّلت» راجع به نزول دوم و جداجدا بودن انست. نزول دوم به حکم نقشه کشی مهندس است.

مرحوم ابو عبدالله زنجانی در تاریخ قرآن ص31 ترجمۀ سحاب گوید : علاوه بر این ممکن است بگوییم روح قرآن و اغراض کلیه ای که قرآن مجید به آن توجه دارد در دل پاک پیغمبر (ص) در شب قدر تجلی نموده که { نزل به الروح الامین* علی قلبک} (شعرا:193) سپس به زبان مبارکش آیه آیه و جدا جدا در طول سنوات ظهور نموده است.

محقق طالقانی در تفسیر پرتوی ريالرآن ذیل{ إنّا انزلناه فی لیلة القدر} مینویسد : از آن آیاتیکه قرآن و نزول آنرا توصیف و تعریف مینماید به وضوح بر می آید که قرآن به دو صورت مشخص و دو مرتبه نازل شده است : اول به صورت نزول بسیط و جمع و پیوسته. دوم: به صورت باز و تدریجی و تفصیلی.

صاحب المیزان نیز در ذیل { شهر رمضان الذی پدنزل فیه القرآن} این مطلب را قبول و بر آن استدلال کرده است.

استدلال

طرز استدلال به مطلب فوق این است که انزال و تنزیل گرچه هردو به یک معنی اند ولی غالبا در باب افعال دفعی بودن و در باب تفعیل تدریج است.

آیاتی که در اول بحث نقل شد از قبیل { إنّا انزلناه فی لیلة القدر- انّا انزلناه فی لیلة مبارکة - شهر رمضان الذی پدنزل فیه القرآن}  همه ظهورشان در  انزال  دفعی است ، ایضأ آیۀ  {کتابٌ أحکمت آیاته ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر} هکذا آیات { بل هو قرآن مجید * فی لوح محفوض}(بروج21و22) {انه لقرآن کریم * فی کتاب مکنون *لایمسه الا المطهرون* تنزیل من رب العالمین}(واقعه77-80) ظاهرا در یکپارچگی قرآن اند.

ایۀ {ولقد جئناهم بکتاب فطلناه علی علم..}(اعراف:52) « ما کتابی برای مردم فرستادیم (اسرار و رموز آنرا) با آگاهی شرح وتفصیل دادیم ..»

این ایه روشن میکند تفصیل عارض بر کتاب است پس از آمدن کتاب راجع به نزول اول ، و تفصیل راجع به نزول دوم میباشد.

ایضأ آیۀ { وما کان هذا القرآن أن یفنری من دون الله و لکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل الکتاب لاریب فیه من رب العالمین} (یونس37) این ایه هم به بیان تفصیل بعد از نزول دفعی اشاره کرده اگر مراد از الکتاب  قران باشد.

و نیز آیۀ {ولا تعجل بالقرآن من قبل أن یفتری الیک وحیه}(طه114)

این آیه هم میرساند که قرآن قبلا در قلب پیامبر بوده ولی خواندن و ابلاغ منوط به وحی دوم بوده لذا میفرماید در خواندن قرآن عجله نکن.

هکذا آیۀ {لا تحرّک به لسانک لتجعل به * انّ علینا جمعه و قرآنه * فاذا قرآنه فاتّبع قرآنه * ثم علینا بیانه}  (قیامه16- 19) «(ای رسول) زبانت را بخاطر عجله برای خواندن قرآن حرکت مده* چرا که جمع و خواندن قرآن بر عهده ماست*و هنگامی که ما آنرا خواندیم بعد از آن تو از ما پیروی کن* سپس بیان و (توضیح) آن نیز بر عهده ماست»

این آیات دلالت دارد بر اینکه آن حضرت قبلا قرآن رامیدانسته است خداوند میفرماید شتاب مورز ، نخست باید ما بخوانیم سپس تو مانند خواندن ما بخوانی .

اما آیات { و قرآنا فرقناه لتقرأه علی اناس علی مکث و نزّلناه تنزیلا}(اسراء:106) {و قال  الذین کفروا لولا نزّل علیه القرآن جمله واحده کذالک لنثبّت به فوادک و رتّلناه ترتیلا}(فرقان32) صریحشان در نزول تدریجی است.(قاموس قرآن)

واما وحی

وحی انبیا همان تفهیم خفی و کلام خفی است که از جانب خداوند القاء میشود و خداوند از آن با «سخن گفتن خداوند» تعبی میکند وآن سه قسم است :

وحی ، ایجاد نوع خاص صدا آمدن فرشته.« برای هیچ بشری نیست که خداوند با او سخن گوید مگر به طور وحی و القاء به دل او ، یا از پس پرده(مثل حضرت موسی) و یا فرشته ای می فرستد و او به اذن خدا آنچه را که خدا تفهیم میکند خداوند بلندمرتبه و حکمت کردار است. ا پیامبر همانطور با هر سه راه دینی به تو وحی کردیم.»(ایه 51شوری)

میشود خواب انبیا را از اقسام قسم اول دانست چنانکه در خواب دیدن حضرت ابراهیم درباره ذبح فرزندش و خواب دیدن حضرت رسول درباره دخول به مسجدالحرام و غیره نیز از اقسام حی و تفهیم خفی اند.(قاموس قرآن)

از امام باقر روایت شده که هرگاه به پیغمبر وحی میرسید اکر توسط جبرئیل بود میفرمود : این جبرئیل است و جبرئیل به من چنین گفت واگر بدون وساطت جبرئیل بود حالتی بین خواب و بیداری و غشوه به پیامبر دست میداد و این حالت براثر سنگینی وحی بود.

زراره گوید: به امام صادق عرض کردم فدایت گردم آن غشوه که در حال وحی بر پیغمبر عارض میشد چگونه بوده است؟ فرمود: این هنگامی بود که کسی(ملکی) میان پیامبر و خداوند نبود و این در وقتی بود که خداوند بر او تجلی مینمود. سپس فرمود : ای زراره اینست نبوت  و در اینحال حضرت سر تعظیم فرود اورد(سجده کرد).

روایتی از امام علی وباز از امام صادق و باز از امام باقر نقل شده است(بحار 18/262 و 271)   

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 22:9 توسط محمدمهدی جوکار mmj |