تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی |
در مجموع آنچه از متون اسلامی و سیره عملی صدر اسلام استنباط میشود، این است كه برای مشاركت سیاسی زنان، منع خاصی در اسلام وجود ندارد و زنان میتوانند همانند مردان از حقوق سیاسی برخوردار شوند، تنها برخی از مناصب بالای حكومتی است كه زنان به ظاهر از دست یافتن به آنها منع گردیدهاند. هرچند که در اینباره هم مورداختلاف فقها است .
2ـ حقوق مدنی و قانونی
درباره حقوق مدنی و قانونی زنان در اسلام، شاید ذكر تمام موارد در این مختصر امكانپذیر نباشد. تنها باید گفت كه اسلام بهرهمندی زنان را از این حقوق در حد مطلوبی پیشبینی نموده است. در اسلام زنان حق دارند همسر دلخواه خود را به اختیار انتخاب كنند و صحت عقد ازدواج به رضایت آنان منوط گردیده است. در زندگی مشترك زناشویی نیز به استناد آیه «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف» [بقره: 228]، در كنار وظایفی كه بر عهده دارند از حقوقی نیز بهرهمند هستند، هر چند این حقوق متفاوت با حقوقی است كه مردان دارا میباشند، و این تفاوتها نیز به دلیل وضعیت خاص هر كدام و وظایف و مسئولیتهای متفاوتی است كه در زندگی مشترك بر عهده دارند. به هر حال اسلام با تأكید بر نقش زنان در زندگی خانوادگی و پیشبینی برخی حقوق ویژه برای زنان همانند نفقه، مهریه، حق همخوابگی، عدم الزام به انجام كارهای خانه و… بر نكته تأكید داشته است كه زنان نیمی از بار زندگی مشترك را بر عهده دارند.
در بیرون از خانه نیز زنان از حقوق قانونی برابر با مردان برخوردار هستند و میتوانند برای دفاع از حقوق خود، در محاكم حضور یابند، تقاضای اجرای حكم از قبیل: قصاص، تعزیر و .… را بنمایند و در مراجع قضایی به طرح دعوی یا شكایت بپردارند، هر چند این عمل بر خلاف میل شوهر یا پدر آنان باشد و حتی دعوی آنان میتواند علیه شوهر یا پدر نیز باشد.
3ـ حقوق اجتماعی
اسلام نه تنها از حضور زنان در اجتماع جلوگیری ننموده است بلكه با روشهای خاصی سعی بر این داشته كه زمینههای لازم برای حضور مناسب زنان را در جامعه فراهم نماید. تأكید فراوان اسلام بر لزوم آموزش مسلمانان اعم از زن و مرد، نشانه توجهی است كه اسلام به دانستن و در پی آن نقش دانستن در زندگی دارد. در واقع در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی همانند امر به معروف و نهی از منكر، كار، آموزش، انجام واجبات دینی همانند حج و… تفاوتی میان زن و مرد نیست؛ هر چند كه مشاركت زنان در بسیاری از این امور مستلزم این است كه زنان از آگاهیهای لازم برای حضور در این فعالیتها برخوردار باشند. اسلام با توجه به اینكه خواستار حضور زنان در این گونه فعالیتهای اجتماعی بوده است، نه تنها منعی برای زنان ایجاد نكرده كه مشوق آنان نیز بوده است. در عصری كه زنان تحقیر میشدند و توان شركت در كارهای اجتماعی را در كنار مردان نداشتند، در اوج این تحقیرها اسلام بیان داشت: «مردان و زنان باایمان همیار یكدیگرند و امر به معروف و نهی از منكر میكنند.»
البته طبیعی است كه برای رعایت پارهای حریمهای شرعی حضور زنان در جامعه باید با توجه به این حریمها صورت پذیرد؛ اما این به معنی مخالفت اسلام با نفس حضور زنان نیست.
4ـ حقوق اقتصادی
اسلام حقوق اقتصادی زنان را به رسمیت شناخته است (وتنها دینی است که به زن حق مالکیت داده است) و مهمترین حقوق اقتصادی آنان در اسلام عبارت است از: حق مالكیت، حق كسب و كار، حق ارث، هر چند كه مهر و نفقه را نیز میتوان نوعی حق اقتصادی برای زنان دانست. در واقع اسلام به زنان از نظر اقتصادی به صورت افرادی مستقل مینگرد كه میتوانند با كار كردن كسب درآمد نمایند و از دسترنج خود بهرهمند گردند و مالك آنچه به دست میآورند باشند.
5ـ حقوق فرهنگی
توجه فراوان رسولالله صلیالله علیه وسلم به تعلیم و تربیت را از اینجا میتوان دانست كه آن حضرت به اسرای بدر فرمود كه هر كس از آنان بتواند به ده نفر از كودكان مدینه سواد بیاموزد، آزاد خواهد شد. به سبب عنایت آن بزرگوار بود كه بعد از هجرت و استقرار دولت اسلامی امر كتابت و تعلیم رونق چشمگیری یافت و مسجدهای مدینه مدارس تعلیم قرآن كریم و آداب و سنن اسلام و قرائت و كتابت گردید و مسلمینی كه به كتابت و قرائت و تعالیم اسلامی آشنا بودند به آموزش مسلمانان بیسواد همت گماشتند.
شایان توجه آنكه آموزش كتاب و قرائت و آداب و سنن به طایفه مردان اختصاص نداشت، بلكه بانوان نیز در خانههای خویش آموزش میدیدند.
اسلام در بحث تعلیم و تربیت نه تنها تفاوتی میان مردان و زنان قائل نشده است، حتی به دلیل ناآگاهی بیشتر زنان، برای آموزش آنان اهتمام بیشتری كرده است. در حدیثی از پیامبر اكرم آمده است: «هر كسی سه دختر یا خواهر داشته باشد و آنان را تعلیم دهد و ادب بیاموزد و در حق آنان از خداوند بترسد، بهشت بر او واجب میگردد.»
در مجموع باید گفت كه اسلام با وجود آنكه زنان را از حقوق زیادی بهرهمند ساخته است، میان آنان با مردان تفاوتهایی قائل شده است؛ این گونه تفاوتها و عدم اعطای حقوق یكنواخت، به منزله امتیاز و رجحان حقوقی مردان نیست، بلكه اسلام خواسته است از تشابه حقوق مردان و زنان اجتناب نماید، بدون آنكه به تساوی حقوق آنان خللی وارد آید.
درباره حقوق زنان در اسلام، باید به دو نكته مهم توجه داشت: نخست اینكه امروزه با تحولات گستردهای كه در جهان صورت گرفته توجه اندیشمندان و صاحبنظران اسلامی نیز به مباحث حقوق بشر و حقوق زنان و دیدگاههای اسلام در این باره، جلب شده است و نظرات جدیدی مطرح گردیده كه قابل تأمل است.
نكته دوم این است كه گاه به غلط، برخی از آداب و رسوم و سنتهای اجتماعی درباره زنان به صورت تعالیم اسلام مطرح میگردند. طبیعی است كه نباید این باورها را جزو دستورات اسلامی و آموزههای دینی در نظر گرفت.(سنت از دین جداست)
زنان الگوی همه
اگر انسانی وارسته شد، نمونه و الگوی همه انسانها است. اگر مرد است الگوی همه مردم است نه فقط مردان، و همچنین اگر زن باشد باز الگو و نمونه همه مردم است نه زنان. همان طور كه حضرت رسول اكرم صلیالله علیه و سلم و حضرت ابراهیم علیهالسلام اسوه و الگوی همه انسانها میباشند. در قرآن از چهار زن به عنوان زن نمونه (دو نمونه خوب و دو نمونه بد) ذكر شده است. زن حضرت لوط و زن حضرت نوح علیهماالسلام را الگو و نمونه مردم بد معرفی میكند و میفرماید: «ضرب الله مثلاً للذین كفروا امرأة نوح و امرأة لوط»؛ خداوند برای كسانیكه كافر شدند زن نوح و زن لوط را مثل آورده است.(که از پیامبران خدا بودند لکن زنانی کافر داشتند)
زن فرعون و حضرت مریم به عنوان الگو و نمونه خوب برای همه مردم مؤمن یاد شده است: «و ضرب الله مثلاً للذین آمنوا امراة فرعونَ… و مریم ابنت عمران»؛ و خداوند برای تمام كسانی كه ایمان آوردهاند همسر فرعون را مثل و نمونه آورده است… و نیز مریم دختر عمران را.
پس از دیدگاه قرآن زن خوب الگوی جامعه است و مرد در كنار اوست كه به معراج میرود. ( فرعون که خود بزرگترین دشمن حضرت موسی بود ولی زنی مومن و پرهیزگار دشت)
لزوم مقایسه
برای آنكه بدانیم اسلام مقام زن را از كجا به كجا رسانده و چگونه او را از یوغ بردگی قرون و اعصار قبل از اسلام رها ساخته است، لازم است وضع رقتبار او را قبل از ظهور اسلام به اختصار بیان كنیم. مأخذ و مستند ما در این خصوص بیشتر كتاب قطور تاریخ تمدن ویل دورانت است.
در قبایل ابتدایی كه نمونههای آن تا به امروز موجود است، زن را چون حیوانات به پلیدترین كارها وامیداشتند، از نفس كشیدن پهلوی زن احتراز میكردند، به بهای اندك ایشان را میفروختند، در روسیه تازیانهای به داماد میدادند تا زن خود را بزند، همه جا در روی زمین ارزش زن خیلی كمتر از مرد بود.
در مصر تا قبل از فتح اسلام، رسم چنان بود كه هر سال برای زیاد شدن آب نیل، دختری را با زینت میآراستند و در رود نیل میانداختند تا در نیل غرق شود؛(تا خدای رود نیل دست از طغیان بردارد)
با ورود اسلام به مصر، عمرو بن عاص فاتح مصر مردم را از این كار پلید و زشت بازداشت.(17)
در قانون حمورابی آمده كه اگر مردی دختر كسی را میكشت، باید دختر خودش را به پدر مقتول تسلیم كند تا او را بكشد.
در یونان به عنوان مظهری از تمدن زن شرعی و قانونی مهجور بود. در عوض میكدهها و عشرتكدهها رونق داشت. زنهای بدكاره مشهور بودند. گاهی شوهر زن خود را قرض میداد.
افلاطون خدا را شكر میكرد كه مرد آفریده شده نه زن.زن یونانی حق عقد قرارداد نداشت. نمیتوانست بیش از مبلغ ناچیزی وام بستاند. اقامه دعوی در محكمه برای او ممكن نبود. زنان پس از مرگ شوهر از ارث او سهمی نمیبردند. در یونان عصر طلایی عقیده داشتند كه نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری او وظیفهای ندارد و باید در خانه بماند. در اسپارت وقتی از پسر زاییدن زن مأیوس میشدند او را محكوم به مرگ میكردند.
زنان رومی به اندازه مردان هرزه گرد بودند. ازدواجی كه در آن زن در اختیار تنها مرد خود بود از میان رفت. زنان شوهران خود را به همان آسانی طلاق میدادند كه مردان زنان را. پدران حق داشتند فرزندان خود را بفروشند.
از جمله مثالهای رومیان این بود: «زن را نمیتوان انسان نامید.»
در ایران وضع كمی بهتر بود؛ عزت و كرامت زن بیشتر در پردهنشین بودن بود. در قوانین ساسانی زن دارای شخصیت حقوقی نبود از اشخاص نبود از اشیا بود(در اینباره گفته ایم)
در هند ازدواج غالباً پیش از بلوغ صورت میگرفت، میگفتند مقدرات ازدواج را نباید به دست تصادف و شتاب زدگی تب جنسی سپرد. گاندی میگفت من از ازدواج در دوره طفولیت نفرت دارم.
قانون مائو مقدر میدارد: زن باید در طول زندگی زیر قیمومیت مرد باشد، اول پدر بعد شوهر و بعد پسر. باید مرد را ارباب و خدا خطاب كند، همدوش او راه نرود، كارها را انجام دهد و پسمانده غذای شوهر و پسر را بخورد. زن از كسب دانش محروم بود. در قانون مائو زن حق مالكیت نداشت، و همه میراث برای پسر بود.
در آیین برهمنی و هندو كه جامعه به چهار كاست (طبقه) تقسیم میشود، و آنان كه به حساب نمیآیند «باریا» نامیده میشوند. زنان در بسیاری از تكالیف مانند باریاها هستند.
پان هویان ادیبه مشهور میگوید: در میان انواع انسان، فروترین جایگاه از آن ماست، ما بخش ضعیف بشریت هستیم، پستترین كارها به عهده ماست و باید باشد.
چینیها زن را مصدر ناپاكی و مصیبت میدانستند، در چین غالباً دختران نوزاد را كشته یا به صحرا میافكندند، خویشان برای تولد دختر تسلیت میگفتند.
توماس اكویناس قدیس بزرگ گفته، زن مردی ناقص است.تا سال 1900 میلادی زن بندرت دارای حقی بود كه مرد ناگزیر به ادای آن باشد.
در انگلستان هانری مقدس زنان را از خواندن كتاب مقدس ممنوع ساخت و طبق قانون 1850 زنان مالك چیزی حتی لباس تن خود نبودند.
تا چندی قبل در انگلستان تمامی ماترك به پسر ارشد میرسید.
چند سال قبل برنارد شاو نویسنده نامی و محبوب انگلستان در مراسم تدفین همسر خود به طنز گفته بود: خدا بیامرزدش چون فقط بیست و چهار ساعت او را دوست داشتهام.
به طور كلی در هر جامعهای كه توحید و صفات انسانی فرد را موظف به رعایت زن نكرده بود، زن اسیر بود و احترام و كرامتی در جامعه نداشت.
نظرات بزرگان درباره زن خوب
زن خوب فرمانبردار پارسا * كند مرد درویش را پادشا (سعدی)
زن مگویش كه در كشاكش مرد * یك سر موی او به از صد مرد (جامی)
بیا ای مرد اگر با ما رفیقی * بیاموز از زنی عشق حقیقی (عطار)
آن كه عالم مست گفتارش بدی * «كلّمینی یا حمیراء» میزدی (مولوی)
مادر فرزند را بس حقهاست * او نه در خورد جور و جفاست (مولوی)
رحمت مادر اگر چه از خداست * خدمت او هم فریضهست و سزاست(مولوی)
زنان را همین بس بود یك هنر * نشینند و زایند شیران نر (فردوسی)
زن بود شعر خدا، مرد بود نثر خدا * مرد نثری سره و زن غزلیتر باشد (ملكالشعراء بهار)
زن، لباس مرد و پوشاننده اسرار اوست. (قرآن كریم)
درباره زنان از خدا بترسید، زیرا آنان یار و پشتیبان شمایند. (رسول اكرم صلیالله عیله وسلم)
زن را گرامی نمیشمارند مگر جوانمردان، و خوار نمیدارند مگر فرومایگان. (رسول اكرم صلیالله عیله وسلم)
كاملترین مرد مؤمن، كسی است كه اخلاق او نیك باشد و با خانواده خود مهربان باشد. (رسول اكرم صلیالله علیه وسلم)
پس از ایمان هیچ نعمتی بزرگتر از زن شایسته نیست. (عمربنالخطاب)
زینت و آرایش به نیكویی كردار است، نه به زیبایی لباس. (علی رضیاللهعنه)
دختران نیكیها میباشند و پسران نعمتها، نیكیها موجب ثواب و نعمتها مورد حساب میباشد. (حضرت جعفر صادق رضیاللهعنه)
خدایا! به كسی كه زن خوب دادی پس چه ندادی، و به كسی كه زن خوب ندادی پس چه دادی. (ابوعلیسینا)
زن نیكسیرت عفت را نگه میدارد چنانچه زورآوران دولت را. (تورات)
زن با دستی گهواره و با دستی دنیا را تكان میدهد. (ناپلئون)
من به هیچ زنی برنخوردهام كه چیزی از بزرگی در او نباشد.(موریس مترلینگ)
مرد چون كاه است و زن كهربا. (مؤلف)
چیزی كه از زن قلب مرا تسخیر میكند مهربانی اوست نه زیبایی او. (شكسپیر)
_______________
1ـ بقره، 185. 2ـ رحمن، 4ـ1.
3ـ نحل، 97. 4ـ حجرات، 13.
5 ـ نساء، 32. 6ـ نساء، 124.
7ـ آلعمران، 195. 8ـ نساء، 21.
9ـ حجرات، 7. 10ـ بقره، 187.
11ـ روم، 21. 12ـ اعراف، 19.
13ـ بقره، 36. 14ـ اعراف، 22.
15ـ اعراف، 32. 16ـ طه، 121. 17ـ صبحالاعشی، 3/291.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|