قبل از ظهور اسلام و در دوران جهالیت  چنانکه قبلا براین مساله اشارتی رفت  در همه ی ممالک و تمدن های ان روز از ایران گرفته تا روم و مصر ،  بر زن ظلمی مثال زدنی میرفت در جامعه جاهل سراسر ظلم و جور عربستان نیز وضع زن چنان بود که قران کریم  نیز انرا یاداور میشود چنانکه میفرماید :

« و چون یکی از آنها را مژده دهند که دختری نصیبت شده ، رخسارش از شدت غم و اندوه سیاه می شود و غمگین می گردد – و از خبر بدی که به او داده شده از چشم قوم خود پنهان میگردد و در این فکر فرو میرود که ایا ان دختر را با خواری نگه دارد و یا زنده در خاک پنهانش دارد » نحل 58-59 

در روایت و تواریخ نیز  داستانهای غم انگیز بسیاری از  دوران جاهلیت  نقل شده است چنانکه  نقل است : ابوخدیجه از امام صادق  روایت کند که مردی (درحال ندامت) به نزد پیامبر امد و گفت : من در دوران جاهلیت دختری داشتم که ان را پروردم و چون به سن بلوغ رسید وی را لباس زینت بپوشاندم و به کنار چاهی بردم و او را به ته چاه افکندم و اخرین سخنی که از او شنیدم  این فریاد بود   « ای پدر ای پدر » ... (بحار 74/58)

کوتاه سخن اینکه : این ظلم و ستم مختص جوامع عقب افتاده و دور از تمدن  نبود بلکه جوامع  متمدن انروز  هریک  به نوعی  و به بهانه ای بر  سرشت و  سرنوشت  زن  حاکم  بودند و ظلمها روا میداشتند  

دراین قسمت  قصد دارم   نخست چند نمونه از احادیثی را  نقل کنم که در انها به ستایش و تکریم و تجلیل زن  تصریح  شده است  و سپس  چند نمونه از احادیثی را که در  نکوهش  زن  امده  ،  بررسی نماییم:

الف _   احادیثی در ستایش و تکریم زنان :

پیامبر ( ص ) : بهترین فرزندان شما دختران شما هستند . ( سفینه البحار 2/684)

نیز فرمود  : از نشانه های مبارک بودن زن ، آنست که نخستین فرزندش دختر باشد. (سفینه البحار 2/684)

نیز فرمود :دختران نیکو فرزندانی هستند انها مهربان و برکت زندگی و دلسوز شمایند (وسائل 15/100)

وفرمود  : خداوند به زنان مهربانتر است تا مردان و هرکس که زنی را که با او نسبت خویشاوندی دارد خشنود سازد خداوند اورا در رستاخیز خشنود می سازد (وسائل ج 15ص104)

.وفرمود : هرکه دختری داشته باشد و اورا نیازارد و به وی ستم ننماید و پسرانش را بر ان دختر (یا دخترانش) ترجیح ندهد خداوند بهشت براو واجب سازد (کنزالعمال 45362)

و فرمود : هرکه دختری داشته باشد و او را ادب کند و نیکو ادبش اموزد و اورا  بیاموزد و نیکو اموزشش دهد و از انچه خدای روزیش داده بر او وسعت بخشد همان دختر اورا حجاب اتش باشد . (کنزالعما 45391)

و فرمود : هرکه به بازار رود و تحفه ای بخرد و انرا به خانه برد چنان باشد ... باید ان تحفه را نخست به دختران و زنان بدهد و سپس به پسران (و مردان خانه) زیرا هرکس دختر بچه ای یا زنی را شاد سازد به منزله کسی است که بنده ای از نسل حضرت اسماعیل را ازاد نموده است ( بحار 104/103)

و فرمود : هنگامی که تحفه ای جهت اهل خانه خریدید اول به دحتران خود بدهید و بعد از ان به پسران ، که خوشحال کردن دختران ثواب بیشتری دارد . (وسائل 15/227+ سفینه البحار 2/685)

وفرمود : احترام بانوان را پاس نمی دارند مگر اشخاص بزرگوار و محترم و به ایشان اهانت نمیکنند مگر اشخاص پست و فرومایه .

و فرمود : مردی که همسرش را بیازارد ، نماز و هیچ کار خیزی از او پذیرفته نیست و نخستین کسی است که وارد دوزخ میشود (وسائل)

مردی که لقمه ای در دهان همسرش مینهد اجر میبرد. یا امده : بهترین شما کسانیست که برای همسر خویش بهترین باشد.

امام صادق ( ع) : خير و برکت بيشتر بر محور وجود زنها مي چرخد (وسائل 14/11)

ب- احادیث اینچنین  در کتب  حدیث  بیشمار میتوان یافت حال  در اینجا مناسب است  تعدادی از احادیث    که   در ضمن ان از زنان نکوهش شده است بیان شود و  مورد  بررسی قرار دهیم  چرا که  بعضا  در فضای اینترنت  میبنیم  افرادی  برای نقد  اسلام  این گونه احادیث را نقل  میکنند بی انکه  جنبه های دیگر را در نظر بگیرند و  مورد بررسی قرار دهند  و روایات متواتر و  متضاد انها را ذکر نمایند .   البته منظور از نکوهش  زنان ، احادیثی است  که در ظاهر با سیره پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه و سیره پیروان مشهور و مومن  انان،  سازگار نباشد علاوه براینکه ممکن است ضعف سند هم داشته باشد ؛  

1- با زنان مشورت و رایزنی نکنید چه رای انان رو به سستی است و تصمیم انان رو به ضعف است/ نهج البلاغه
خوشبختانه علامه مجلسی دراین باره یک قید در این روایت نقل کرده اند با « زنان مشورت نکنید مگر ان زنانی که کمال عقلشان به اثبات رسیده باشد. »

توضیحات کامل ان ذکر خواهد شد

2- حضرت چون اراده جنگ داشتند با زنان مشورت میکرد و انچه انها میگفتند برخلافش (درجنگ ) عمل میکرد! .  حلیه المتقین باب 4 فصل 6 ص 132

یعنی اینکه اگر هم زنان نظری طبق قران میدادند پیامبر برخلاف ان عمل مینمود ! چنانکه در ادامه خواهد امد خود پیامبر در جنگ حنین با مشورت با یک زن شش هزار اسیر را ازاد نمود.

3-  روایت منسوب به امام علی :«هرگز به زنان کاری بیش از انچه به امور شخصی انها مربوط است واگذار مکنید ...»بحار 103/253

توضیحی براین  می اید

4- روایت منسوب به پیامبر : (مفهوم حدیث)زنان را در خانه نگه دارید .  بحار 60 / 315

البته در اینجا ممکن است  قشر خاصی از زنان مورد نظر باشند  چنانکه در قران این امر  دررابطه با زنان خائن و فاسد یعنی انانکه رفتار ناشایست دارند (نسا15- 16) توصیه شده است ولی اگر منظور نگه داشتن مطلق انها در خانه فرض گرفته شود مسلما با  روایات متواتر بسیاری  سازگار نیست . توجه داشته باشید که مثلا در کتب سیره مکرر امده که خود پیامبر در هنگام جنگها زنان  را باخود میبرد برای مداوای زخمیان و یا  روایات بسیاری از حضور فعال زنان در اجتماع و به مسجد رفتن خبر میدهد  .

برای نمونه  در خود کتاب بحار حدیثی از امام صادق  امده : حضرت رسول زنان را درجنگ با خود میبرد که زخمیان را درمان کنند و از غنیمت جنگی سهمی برای انها مقرر نفرمود ولی چیزی به انها میداد . بحار 19 /186

حتی دختران باکره بعبارتی دوشیزگان ... و اصولا اعراب زنان خود را به جنگ میبردند تا با سر و صدا  مردان را تشویق نمایند و یا حتی گاهی زنان شمشیر بدست میگرفتند و میجنگیدند و تیراندازی مینمودند و از پیامبر دفاع مینمودند مثل ام عماره و زینب

5-   حضرت رسول ص نهی فرمود که زنان بر زین سوار شوند...» علامه مجلسی/ حلیه المتقین باب 4 فصل 6 ص 136

در ادامه بر نقیض  این نیز ذکر خواهد شد

6-روایت از امام علی : « پیغمبر نهی نمود از اینکه زن با غیر از شوهر و محرمش بیش از پنج کلمه که بدان ناچار باشد سخن گوید » بحار 89 /15

تصور بفرمایید اگر چنین روایت منسوب به معصومی در جامعه بخواهد پیاده شود امور عادی جامعه بلکل مختل میشود یعنی از مشاغلی چون کارمندی گرفته تا سبزی فروشی و بقالی همه و همه بر زنان حرمت میابد ! و اصولا چه عقب ماندگیها  نصیب مسلمین که نمیشود

که البته موراد متضاد با این روایت بسیار است نتنها پنج کلمه بلکه 500 کلمه هم با نامحرم سخن میگفته اند از زینب س تا فطمه س که بگذریم و  در عمل به سیره پیامبر و مسلمانان و مومنان هم که بنگریم چنین چیزی نمی یابیم چنانکه ذکر شد

7- در حدیث  از حضرت رسول منقول است که زنان در غرفه بالاخانه جای مدهید و چیزی نوشتن به ایشان نیاموزید و سوره یوسف را تعلیم ایشان نکنید وچرخ رشتن یاد بدهید و سوره نور تعلیم دهید . حلیه المتقین باب 4 قصل 6 ص 132/ علامه مجلسی

8- روایت شده پیغمبر به امام علی گفت : ای علی بر زنان نماز جمعه و نماز جماعت و اقامه و عیادت بیمار و تشیع جنازه و هروله بین صفاو مروه و دست کشیدن به حجرالاسود و سرتراشیدن در منی و تصدی امور قضاوت و رایزنی نباشد و .....نیز زن حق ندارد به مجلس سخنرانی برود یا کار ازدواج کسی را بعهده گیرد..» بحار 77 /54

نمونه هایی متعارض و گاه متناقض با سیره عملی پیامبر و مسلمین  که در کتب سیره   به تواتر  رسیده است  :

قبل از هر چیز  در باب  نهی مشورت  با  زنان این مساله را نیز باید یاداور  شد که در این حدیث ، به این دلیل از  مشورت با زنان  نهی شده است که انان رای سستی دارند ، در ادامه  حدیث  بیان میشود که  جز زنانی که  کمال عقل انها ثابت شده باشد

در واقع  این حدیث  گروهی را مورد خطاب قرار میدهد و جای این سوال را باز میگذارد که  ایا   صرف اینکه  فرضا کسی  حتی  عقل کمتری (رای سست) نسبت  به دیگری داشته باشد  ایا عقلا جواز اینرا خواهیم داشت که با وی مشورت نکنیم  ؟ یا   صرف مشورت کردن با وی حداقل این خواهد بود که نظر وی را نپذیریم  نه اینکه با وی مشورت نکنیم  در واقع ارائه دلیلی که در این حدیث اورده را میتوان با ایات و روایات دیگری مورد بررسی قرارداد

چنانکه در قران و روایات این معنی امده است
مثالی ساده که  میبینم خداوند  با ان عظمتش با مخلوقات ناقص العقلش(چون همه ی مخلوقات چنین اند) مشورت میکند هرچند که رای انها نیز سست است  

 در روایات دیگر هم این معنی افاده میشود : حسین بن جهم گوید در خدمت حضرت رضا نشسته بودم از پدر بزرگوارش سخن به میان امد حضرت فرمود پدرم با اینکه عقلش را نمیشد با عقول دیگران قیاس نمود بسا میشد با یکی از غلامان سیاه خود در امور ی مشورت میکرد و چون سبب می پرسیدند، میفرمود : چون خدا بخواهد همان که به صلاح ما باشد به زبان وی جاری میکند .» بحار 70 /376

و یا حتی در قران کریم از مشورت  زنان و پیامبران  سخن رفته است!

ابن اسحاق بعنوان اولین سیره نویس خدیجه را به عنوان وزیر پیامبر میشمرد از انجهت که پیامبر بسیار   با وی مشورت مینمود !

در جنگ حنین پیامبر بازنی مشورت مینماید  و  شش هزار اسیر را  متاثر از مشورت با این زن و  رای این زن ازاد میکند ضمن اینکه این زن در جمع اصحاب  سخنرانی هم میکند :
بعد از فتح مکه اعراب ان نواحی که خبر از امدن پیامبر نداشتند که به کمک اهالی مکه بیایند و مکه بدون خونریزی فتح شود سوگند یاد کردند که مکه را از مسلمانان بستانند ! لذا قبایل اطراف باهم متحد شدند و به سمت مکه رهسپار شدند
شمار لشکر کفار را 20 هزار نفر و شمار مسلمین در این جنگ را بقولی 12 و بقولی 18 هزار نفر نوشته اند
غنیمتها : اسرا 6000، شتر 24 هزار، چهل هزار گوسفند و چهل هزار نقره که بدستور پیامبر همه اینها را بجعرانه بردند!

« شیما  خواهر شیری پیامبر نیز با انها بود و جون مسلمانان با او خشونت کردند گفت میدانید که من خواهر شیری یار شمایم؟ اما سخنش را باور نکردند تااورا پیش پیامبر اوردند .

اب و جره یزیدبن عبید سعدی گوید : وقتی شیما را پیش پیمبر اوردند گفت ای پیمبر خدای من خواهر توام . پیمبر گفت نشان ان چیست ؟ گفت وقتی ترا بر دوش میبردم پشت مرا گاز گرفتی ونشان ان هست»تاریخ طبری 3/1357

« از جمله اسرا شیما دختر حلیمه سعدیه خواهر شیری پیامبر بود که چون خود را معرفی نمود با وی مهربانی نمود و ردای خود را برایش بگسترد و با او سخن بسیار گفت و .... وی درباب اسرای هوازن با پیامبر سخن گفت و شفاعت ایشان نمود حضرت فرمود نصیب خود و نصیب فرزندان عبدالمطلب را بتو بخشیدم اما سایر مسلمانها را تو خود با انها در میان گذار وچون حضرت نماز ظهر خواند شیماء برخواست و سخن گفت همه به احترام پیامبر اسیران هوازن را بخشیدند جز اقرع بن حابس و عیینه ابن حصن که ابا کردند ، حضرت رو به انها کرد و فرمود : بقرعه حصه این دو را جدا کنید چون چنین کردند نصیب هر یک ، یک غلام بیش نماند چون چنین دیدند انها نیز بخشیدند .» (منتهی الامال ج 1 + کامل ابن اسیر + .... )  تا  اینجا خصوصا  مورد 2  مورد تردید است

روایت است كه مردی از مردم عراق  آمد به مدينه و به‏ حضور امام صادق عليه السلام مشرف شد . به مناسبتی سخن از مردم مدينه به‏ ميان آمد و آن مرد اعتراض كرد و گفت اينها زنان خود را همراه غلامان‏ می‏فرستند و احيانا زنان هنگامی كه می‏خواهند سوار شوند به كمك غلامان سوار می‏شوند ، مثلا دست روی شانه غلامان می‏گذارند و سوار می‏شوند . امام صادق‏ فرمود اين كار مانعی ندارد ، و آنگاه آيه 56 از سوره احزاب را كه مفيد همين معنی است قرائت فرمود . اصول كافی 5 /531

دراینجا و در این روایت پر پیداست که مسلمین زنان خویش را بر اسب (زین) سوار میکردند و هرگز نشان از دستوری براینکه زنان  براسب سوار نشوند وجود ندارد
امام علی در ماجرای سقیفه بنی ساعده شب هنگام  فاطمه (س)  را بر  اسب سوار نمود  و به پیش  انصار فرستاد تا  ایشان در باب  مهمترین مساله انروز یعنی  خلافت مذاکره و رایزنی نماید ! این از خبر های بس متواتر است : بنگرید به الامه والسیاسه ابن قتیبه ماجرای سقیفه

یعنی امام علی  حضرت زهرا را هم برای رایزنی در مهمترین مساله ان روزگار میفرستد و هم انرا بر زین سوار میکند و هم انرا بر کاری غیر از امور شخصی اجازت میدهد  و هم حضرت  از خانه بیرون میررود !

رفتار امام علی با عایشه بعد از جنگ جمل : « رفتار او با عایشه بعد از جمل مشهور است که چون براو پیروز شد وی را گرامی داشت و چون خواست به مدینه باز گردد بیست زن از قبیله عبدقیس که همگی لباس مرد پوشیده و شمشیر حمایل داشتند با وی کرد » مقدمه شرح ابن ابی الحدید/


یعنی برزنان کار غیر شخصی سپرد

بطور خلاصه :ام سلمه همسر پیامبر ... ام سلمه در واقعه سقیفه با ابوبکر محاجه نمود با وی بحث میکرد و در وقعه عایشه اورا سخت ممانعت میکرد و مورد اعتماد امام علی بود که هنگام عزیمت به عراق وصیت نامه خویش و نامه ها و ودایعی از این قبیل به وی سپرد ... نیز امام حسین هنگامی که به عراق عزیمت نمود نامه ها و ودایع مخصوص را به وی سپرد ! یعنی  بر زنان کار غیر شخصی سپرد

درباره روایت شماره 8

در کتب سیره چند روایت درباره مسائل بعد از جماعت هست « نقل است که پیامبر اشاره کرد که در ورودی زنان به مسجد از در ورودی مردان مجزا باشد روزی اشاره به یکی از درها کرد و فرمود ( لو ترکنا هذاالباب للنسا) یعنی خوب است این در را به زنها اختصاص بدهیم . بعدها عمر صریحا و با تعصب نهی میکرد که مردها ار ان در وارد شوند (یا به ان نزدیک گردند)» سنن ابوداود 1/109 --- > مساله حچاب
نیز« نقل است پیغمبر دستور داد که شب هنگام که نماز تمام میشود اول زنها بیرون بروند بعد مردها ، رسول خدا خوش نمی داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند »  
نیز « نقل است : یک روز رسول خدا در بیرون مسجد دید مردان و زنان با هم از مسجد بیرون امدند به زنها خطاب کرد و فرمود بهتر اینست شما صبر کنید انها بروند شما از کنار بروید و انها از وسط »

بعلاوه روایت دیگری نیز بوضوح اینرا میرساند که مسجد  به عنوان کانونی برای تجمعات سیاسی مذهبی نظامی علمی مورد توجه بوده است و زنان و مردان بسیاری در این امر به یکدیدگر کمک میرسانده اند

كه وقتی زينب دختر بزرگ رسول اكرم وفات كرد زهرای مرضيه سلام الله‏ عليها و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند  .وسائل1/156

در سنن ابن ماجه " باب ماجاء فی البكاء علی الميت " حديث شماره‏ 1587 می‏نويسد: "رسول خدا در تشييع جنازه‏ای شركت كرد . زنی از كسان متوفی شركت‏ كرده بود . عمر بر آن زن نهيب زد . رسول خدا فرمود : ولش كن ای عمر ! چشم گريان و دل داغدار و عهد قريب است " .

در باب شركت زنان در اينگونه موارد ، در كتب حديث روايات ضد و نقيضی وارد شده است . از بعضی از آنها ممنوعيت استفاده می‏شود (مثل حدیث 8 از حلیه المتقین) و برخی بر خلاف اینرا میرستاند !

ناسازگاری این گونه احادیث انچنان است که یکی از بزرگترین اخباریون امامیه – اخباریون عادت بر توجیه احادیث ضد و نقیض را دارند – در اینباره در کتاب وسائل مینویسد :
" از مجموع روايات استفاده می‏شود كه برای زنان رواست كه برای مجالس‏ عزا ، يا برای انجام حقوق مردم ،  يا تشييع جنازه بيرون روند و در اين مجامع شركت كنند ، همچنانكه فاطمه عليها السلام و همچنين زنان ائمه‏ اطهار در مثل اين موارد شركت می‏كرده‏اند . پس جمع بين روايات حكم می‏كند كه روايات منع را حمل بر كراهت كنم "--- > مساله حجاب   

اما  روایت شماره 7  ، البته  قسمتی از ان که بیان داشته  به زنان  سوره یوسف یاد ندهید با سیره پیامبر و مسلمین در تعارض است چه اینکه میدانیم  زنان بسیاری در زمره حافظان کل قران بوده اند از جمله زنان مشهور از عایشه و ام سلمه باید نام برد!

اما اموزش  و نوشتن که در روایت شماره 7 برای به تصریح  زنان نهی  شده است :

مورخان  و سیره نویسان چنانکه اورده اند : از زنان مسلمانی   نام مى‏برند که در صدر اسلام، هم مى‏خواندند و هم‏مى‏نوشتند . مثل  " حفصه " ‏ دختر عمر، " ام‏کلثوم‏ "  دختر عقبة بن ابى معیط ‏" عایشه‏ "  دختر سعد، " کریمه‏ "  دختر مقداد و بالاتر از همه " شفا " دختر عبدالله بن عدویه رامى‏نگارد. شفا اولین زن مهاجری است که هم خواندن میدانسته و هم نوشتن میتوانست  و همو بود که  به حفصه درس مى‏داد و پیامبر از او خواست تا به حفصه پس از ازدواج با پیامبر همچنان اموزش  بدهد. پس حفصه، خواندن و نوشتن مى‏دانسته است و حتی نام او را جزء دارندگان‏ مصاحف قران  ضبط کرده‏اند! (بنگرید به  : فتوح‏البلدان بلاذرى 459-458)

روایت در اینباره نیز بسیار است  از زنان محدث گرفته تا زنانی که در صدر اسلام حتی مردانی که روایات فقهی خویش را از زنان میگرفتند!

بنابراین میتوان این بحث را مطرح نمود که :

 در دوره هایی که ظلم و  فساد   در امپراطوری اسلامی و حکومت خلفای عباسی و بنی امیه و ترکان غزنوی و  عمله های چنگیزی و تیموری  ، بیداد  میکرد  و  ترکان و مغولان و عربان و عمله های خلیفه و شاه و   سلطان که در این  قلمرو اسلامی قدرت بسیار داشتند و چنان شده بود که  رزمیان   عربده کشان علنا  دختران و زنان  را در کوچه و بازار  جلوی چشم  همگان   با زور و جور و ستم  میگرفتند و میربودند تا به نابکاری و کامجویی بپردازند چنانکه میخوانیم « رفتار افراد سپاه ترکان عباسی در بغداد چنین بود و از همین جا پیداست که هرکدام از اینان بنا به قدرتی که داشتند  چگونه با مردم معامله میکرده اند و کار انها  بجای رسیده بود که گاه در روز روشن یکی از انها را میدیدند که :

« دست در چادر  زن جوانی میکرد و اورا بزور میکشید و این زن فریاد میکرد و میگفت ای مسلمانان مرا فریاد رسید که من زنی اینکاره نیستم ، دختر فلان کسم و خانه به فلان محله دارم و همه کس ستر و صلاح مرا دانند و این ترک مرا به مکابره میبرد تا برمن فساد کند ... و میگریست و هیچکس به فریاد ان زن نمی رسید که این امیر محتشم و گردنکش بود و پنج هزار سوار خیل داشت و هیچکس با او سخن نمی توانست کرد» سیاست نامه 40 -42 + تجارب الامم 5/19 + تجارب السلف 194--- > دوقرن سکوت »

 اما  دریغ که فریاد رسی نبود

باری ، در چنین اوضاع واحوالی  مناسب می امد که  چنین احادیثی به عنوان دستور دینی ساخته شود برای ان دوران که : زنان را در خانه نگدارید ، نمازی که زن در خانه بخواند  چندین برابر نماز جماعتی است که در مسجد بخواند،  یا نماز جماعت در مسجد بر زن نباشد . حق ندارد سخن بگوید  بیش از 5 کلمه انهم در موارد ضرورت ! زنان را نوشتن نیاموزید و خلاصه احادیثی که زنان را از حقوق اجتماعی خویش محروم سازند ؛  با اینهمه وقتی اینگونه  احادیث  را  در کنار سیره عملی  پیامبر و ائمه و مسلمانان صدر اسلام (روایاتی که بطور متواتر رسیده) میگذاریم و مقایسه میکنیم  تفاوت فاحش  کردار و رفتار پیامبر و مسلمین را با این احادیث به خوبی درمی یابیم.

 

صفحه نخست 
کلیک کنید : زن در اسلام 9 مقاله

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 21:12 توسط محمدمهدی جوکار |